خرید بک لینک

رکورد رکود

یکی از خوبی هایی که رکود اقتصادی داره و کسی بهش توجه نمیکنه اینکه قبلا وقتی میومدی مشهد بعد میگفتی اوووه این همه بار رو کجا جا بدیم

اما این دفعه با فراغ بااااال بی بار و بنه برمیگردی

شکر ایزد:/

برچسب: نویسنده: نگین جعفری تاريخ: سه شنبه 23 تير 1405 ساعت: 4:35

زخم21بهمن که دستم پاره شد و بخیه خورد تا چند روز علنا هیچ کاری نمی تونستم بکنم بد جایی پاره شده بود بد جوری هم بخیه خورده بود، اون موقع میگفتم اینکه میگن امام حسین علیه السلام این همه زخم شمشیر و نیزه داشت و بیش از صد زخم خورده بود چقدر غریبانه جنگید و شهید شد امام صادق(ع) در جواب کسی که پرسید آیا جایی از بدن امام حسین(ع) سالم ماند، حضرت انگشتر خود را نشان دادند و فرمودند به اندازه نگین این انگشتر هم سالم نماند؟گذشت و کم کم جای بخیه خارش گرفت،همه گفتند این نشونه خوب شدن زخم هست اما این خوب شدن ادامه مطلب

برچسب: نویسنده: نگین جعفری تاريخ: سه شنبه 23 تير 1405 ساعت: 4:35

مقتلبار اولی که مقتل میخوندم برام شبیه یه فیلم ترسناک بود شبیه یه فیلمی که سمت چپش بنویسه تماشای این فیلم برای کودکان و زنان و بیماران قلبی اکیدا ممنوع!! بخصوص وقتی امام آماده رزم فردا میشهواقعا مکن ای صبح طلوع... اما شب عاشورای روستا اصلا ترسناک نیست. شبی که بچه ها و زنان در خیمه میدونید این آخرین دیدار با سیدالشهداست،پر از ترس و استرس اسیری اما اینجا ميدونند شب طبق هرسال غذا چلو کباب هست، جلوتر آب طالبی و خربزه میدن،موکب بعدی جوجه کباب ترش میده با دوغ،اون یکی جوجه ساده و فلافل و انواع اقسام قادامه مطلب

برچسب: نویسنده: نگین جعفری تاريخ: سه شنبه 23 تير 1405 ساعت: 4:35

شهباز شریف کی بودی تو؟! خونه ی ما تو روستا روبه روی چشمه استدر نگاه اول زیباست بوی جوی مولیان آید همی یاد یار مهربان آید همی این حرفادو شب پیش یهو صدای گنگ و نامفهوم اومد،اومدم تو حیاط دیدم دوتا رعیت همدیگرو به بزک فحش گرفتند اونم چه فحشایی که باید تو گوگل ترنسلیت میزدی ترجمه کنه!!تا دو ساعت پیش زیر علم و کتل ابا عبدالله الحسین سینه و زنجیر میزدن الان برای همه بیل بلند کردند:) حالا سر چی؟! سر پنج دقیقه آبی که رفته تو زمین اون یکی مرده و زنده هم رو آوردن جلو چششون. مجید دم در بررسی های نهایی رو مادامه مطلب

برچسب: نویسنده: نگین جعفری تاريخ: سه شنبه 23 تير 1405 ساعت: 4:35

دماغ فیل

من هر دفعه تو باشگاه که وارد میشم

به خودم میگم:زهرا هیچی نیس عادی باش اگه سلام کنی کسی نمیخورتت اما باز مثل بز اخفش فقط بر بر نگاه میکنم

و میرم دم دستگاه مد نظر تا خدای نکرده کسی باهام حرف نزنه

درست حدس زدین شما با یه زهرای ضد اجتماعی از دماغ فیل افتاده مواجه شدین:/

چقده من متواضع باشم خوبه:))

برچسب: نویسنده: نگین جعفری تاريخ: سه شنبه 23 تير 1405 ساعت: 4:35

ولدی

محرم امسال برای من عجیب بود، امسال حال و هوای من با حضرت علی اکبر عجین شده بود از روضه های یک خطی یهویی فرزین نیک اندیش بگیر تا کلیپ های یهویی اینستا.

از بین همه کتاب های طاقچه، چشمم پدر،عشق و پسر رو انتخاب کردم و متوجه شدم داستان اسب صد و ده ساله علی اکبر هست.

امشب تمومش کردم قشنگ بود یه روضه ی دلی...

برچسب: نویسنده: نگین جعفری تاريخ: سه شنبه 23 تير 1405 ساعت: 4:35

جوجه اردک زشت صدی به نود خانواده ما بور و زاغ و سفید هستندانگاری جد 51ما از خود روسیه تزاری رحل طیران کردهتا اینجاش هیچ مشکلی نیستامّـــا داستان از جایی شروع میشه که من و کنار مادرم می بینند و بدون یه حدس درست میگن:عروسته؟!عروسته و مرض :/درسته من جوجه اردک زشت هستم اما چرا به این بصیرت نمیرسند که خدا اتفاقا سر من نمک پاش از دستش افتاده و من شدم گوله ی نمک:)))*خانواده نوشت:تو نباشی تو جمع، اصلا هیچی مزه نداره:)** زین پس من دیدید بصیرت داشته باشید :/***بچه که بودم همش فکر میکردم بچه این خونه نیستمادامه مطلب

برچسب: نویسنده: نگین جعفری تاريخ: سه شنبه 23 تير 1405 ساعت: 4:35

امید

اینکه قاطبه ما آدما قبل از مسافرت خونه رو مرتب و تمیز میکنیم

فقط یه دلیل داره که اگه مردیم ملت نگن چقدر خونشون بهم ریخته بود تا لحظه ی مرگ هم کار به حرف مردم داریم.

*چقدر امید به زندگی مون بالوست:)

برچسب: نویسنده: نگین جعفری تاريخ: سه شنبه 23 تير 1405 ساعت: 4:35

کدام سمت تاریخ ایستاده ای؟! نمرود دستور داد که هیزوم بیارید تاابراهیم رو به آتش بیاندازیم نه اون مارمولکی که چوب انداخت تو آتش حضرت ابراهیم، شعله ی آتش رو بیشتر کرد، نه اون گنجشکی که با نوکش آب ریخت رو آتش، آتش رو خاموش کرد، فقط ذاتشون رو نشون دادن این روزام بحث، بحث ذاته ‌ ‌ ‌ ‌ جهان و همه کائنات هم دو دسته اند یا اینوری یا اونوریخدا کنه که ذات ما قل نندازه... ادامه مطلب

برچسب: نویسنده: نگین جعفری تاريخ: سه شنبه 23 تير 1405 ساعت: 4:35

زخم شمشیراز خونه داداشم اومدم بیرون که دیدم در خونه همسایه غلغله جمعیت هست و همه مضطرب، که یهو خانمش با سر ورم کرده و پای لنگان چادرش رو تو صورتش کشید و جمعیت رو کنار زد و رفت.نزدیک خونمون بودم که یه مردی که یه دستمال یزدی به سرش بسته بود و شلوار کردی پاش بود از موتور درب و داغون سوزوکی پیاده شد دم در وایساد و مشت و لگدی بود که تو در میزد صاحب خونه با صورت برافروخته اومد بیرون و من آستانه در خونه ایستاده بودم،بگمونم برادر یا عموی زن بود که مرد گفت:حالا دیگه دست روش بلند میکنی؟!و مرد صاحب خونه گفادامه مطلب

برچسب: نویسنده: نگین جعفری تاريخ: سه شنبه 23 تير 1405 ساعت: 4:35

ازساعت 12تا همین الان

میخواستم یه آموزش سه مرحله ای ببینم

اونم نه اینستا و یوتیوب همین نمایش دربه در وطنی

آخرش نشد هی قطع شد هی خطا زد

یه آموزش نهایت 28دقیقه تموم نشد با این سرعت نت

فصل الخطاب:خاک همه ی عااااالم تو سرتون

تمام.

+ نوشته شده در  جمعه نهم دی ۱۴۰۱ساعت 3:39  توسط دختـر هابیل  | 

برچسب: نویسنده: نگین جعفری تاريخ: يکشنبه 11 دی 1401 ساعت: 18:18

امیرعلی خجسته دل یه برگه آورده که امضا کنم مبنی بر رضایت بنده برای رفتن به اردو.برگه رو میخونم یه اردوی تفریحی ورزشی که تازه به تصویب شورای عالی مدرسه هم رسیده!!چه کبکبه و دبدبه ای؟ چه پرطمطراق شورای عالی مدرسه؟ حالا مقصد کجا؟پارک روبه روی مدرسه شون!!!خیلی تاثیرگذار بود!! برگه رو امضا نمیکنم هرچند بخاطر آلودگی هوای مصلحتی کنسل شد. بهش میگم به این مقدار دلخوش نباش.تو کیش تو لابی هتل بودیم که یهو ولوله ای شد کلی بچه مدرسه ای اومده بودند، گفتن از تهران اردو اومدیم کیش اونم هتل 5ستاره.احتمالا شورای عالی اینا کارش درسته. حالا من کار به مدارس هیئت امنایی تهران ندارم که اردوهاش سوئد و سوئیس هست اونا برای از ما بهترونه و ژن خوب. ولی بعضی چیزها صداش خیلیه اما طبل تو خالیه، شبیه همون دستگاه کرونا یاب، یا شبیه یه بیمارستان تو شهرمون، آفتاب و لگن هفت دست، شام و نهار هیچی یکی از دوستان دل درد گرفت رفت اونجا، یهو پرستارها که تو ایستگاه پرستاری در حال گپ و گفتگو بودند، پریشون حال تر از بیمار گفتن ما اینجا دکتر متخصص نداریم، اگه آپاندیس باشه میخوای چیکار کنی برو اون یکی بیمارستان، یا اگه شب درد زایمانت گرفت، سعی کن به صبح برسونی چون شب کسی نباید بزاد دکتر ندارند. ما درس ایلام، ماد، هخامنشیان داشتیم یه درس 4واحد که باید عرض و ارتفاع کاخ ها رو بلد باشیم، سنگ نبشته ها را ایضا"داریوش شاهِ بزرگ، شاه شاهان، شاهِ کشورهای همهگونه مردم، شاه در این زمینِ بزرگِ دورودراز، پسرِ ویشتاسپ، هخامنشی، پارسی، پسرِ پارسی، یک آریایی، دارای نژاد آریایی" درحالیکه باید ما رو اردو به تخت جمشید میبردن، نه اینکه یه جزوه بدند و تو تو خیالت تصور کنی اینجا نقش رستم و اینجا آپادنا ست و پرسپولیس!!چون به ما یاد ندادند که آادامه مطلب

برچسب: نویسنده: نگین جعفری تاريخ: يکشنبه 11 دی 1401 ساعت: 18:18

بچه که بودیم کریم یه نیگا بهمون میکرد و می گفت:چقدر بهت میادما هم خرد مجسم خودمون رو برانداز میکردیم و با ذوق می گفتیم :چی؟میگفت:جوشم!!جوشم خیلی بهت میاد و میزد زیر خندهچلنگر نوشت:جوشم بهت میاد یعنی خیلی متنفرم ازت.نتیجه اخلاقی :زود ذوق نکنید! + نوشته شده در  یکشنبه یازدهم دی ۱۴۰۱ساعت 15:26  توسط دختـر هابیل  |  ادامه مطلب

برچسب: نویسنده: نگین جعفری تاريخ: يکشنبه 11 دی 1401 ساعت: 18:18

صفحه بندی