رکورد رکود - تاریخ: 1405/4/23 ساعت: 4:35
رکورد رکودیکی از خوبی هایی که رکود اقتصادی داره و کسی بهش توجه نمیکنه اینکه قبلا وقتی میومدی مشهد بعد میگفتی اوووه این همه بار رو کجا جا بدیماما این دفعه با فراغ بااااال بی بار و بنه برمیگردی شکر ایزد:/
زخم - تاریخ: 1405/4/23 ساعت: 4:35
زخم21بهمن که دستم پاره شد و بخیه خورد تا چند روز علنا هیچ کاری نمی تونستم بکنم بد جایی پاره شده بود بد جوری هم بخیه خورده بود، اون موقع میگفتم اینکه میگن امام حسین علیه السلام این همه زخم شمشیر و نیزه داشت و بیش از صد زخم خورده بود چقدر غریبانه جنگید و شهید شد امام صادق(ع) در جواب کسی که پرسید آیا ج...
مقتل - تاریخ: 1405/4/23 ساعت: 4:35
مقتلبار اولی که مقتل میخوندم برام شبیه یه فیلم ترسناک بود شبیه یه فیلمی که سمت چپش بنویسه تماشای این فیلم برای کودکان و زنان و بیماران قلبی اکیدا ممنوع!! بخصوص وقتی امام آماده رزم فردا میشهواقعا مکن ای صبح طلوع... اما شب عاشورای روستا اصلا ترسناک نیست. شبی که بچه ها و زنان در خیمه میدونید این آخرین ...
شهباز شریف کی بودی تو؟! - تاریخ: 1405/4/23 ساعت: 4:35
شهباز شریف کی بودی تو؟! خونه ی ما تو روستا روبه روی چشمه استدر نگاه اول زیباست بوی جوی مولیان آید همی یاد یار مهربان آید همی این حرفادو شب پیش یهو صدای گنگ و نامفهوم اومد،اومدم تو حیاط دیدم دوتا رعیت همدیگرو به بزک فحش گرفتند اونم چه فحشایی که باید تو گوگل ترنسلیت میزدی ترجمه کنه!!تا دو ساعت پیش زیر...
دماغ فیل - تاریخ: 1405/4/23 ساعت: 4:35
دماغ فیلمن هر دفعه تو باشگاه که وارد میشمبه خودم میگم:زهرا هیچی نیس عادی باش اگه سلام کنی کسی نمیخورتت اما باز مثل بز اخفش فقط بر بر نگاه میکنمو میرم دم دستگاه مد نظر تا خدای نکرده کسی باهام حرف نزنهدرست حدس زدین شما با یه زهرای ضد اجتماعی از دماغ فیل افتاده مواجه شدین:/چقده من متواضع باشم خوبه:))
ولدی - تاریخ: 1405/4/23 ساعت: 4:35
ولدیمحرم امسال برای من عجیب بود، امسال حال و هوای من با حضرت علی اکبر عجین شده بود از روضه های یک خطی یهویی فرزین نیک اندیش بگیر تا کلیپ های یهویی اینستا.از بین همه کتاب های طاقچه، چشمم پدر،عشق و پسر رو انتخاب کردم و متوجه شدم داستان اسب صد و ده ساله علی اکبر هست. امشب تمومش کردم قشنگ بود یه روضه ی ...
جوجه اردک زشت - تاریخ: 1405/4/23 ساعت: 4:35
جوجه اردک زشت صدی به نود خانواده ما بور و زاغ و سفید هستندانگاری جد 51ما از خود روسیه تزاری رحل طیران کردهتا اینجاش هیچ مشکلی نیستامّـــا داستان از جایی شروع میشه که من و کنار مادرم می بینند و بدون یه حدس درست میگن:عروسته؟!عروسته و مرض :/درسته من جوجه اردک زشت هستم اما چرا به این بصیرت نمیرسند که خد...
امید - تاریخ: 1405/4/23 ساعت: 4:35
امیداینکه قاطبه ما آدما قبل از مسافرت خونه رو مرتب و تمیز میکنیمفقط یه دلیل داره که اگه مردیم ملت نگن چقدر خونشون بهم ریخته بود تا لحظه ی مرگ هم کار به حرف مردم داریم. *چقدر امید به زندگی مون بالوست:)
کدام سمت تاریخ ایستاده ای؟! - تاریخ: 1405/4/23 ساعت: 4:35
کدام سمت تاریخ ایستاده ای؟! نمرود دستور داد که هیزوم بیارید تاابراهیم رو به آتش بیاندازیم نه اون مارمولکی که چوب انداخت تو آتش حضرت ابراهیم، شعله ی آتش رو بیشتر کرد، نه اون گنجشکی که با نوکش آب ریخت رو آتش، آتش رو خاموش کرد، فقط ذاتشون رو نشون دادن این روزام بحث، بحث ذاته ‌ ‌ ‌ ‌ جهان و همه کائنات ه...
زخم شمشیر - تاریخ: 1405/4/23 ساعت: 4:35
زخم شمشیراز خونه داداشم اومدم بیرون که دیدم در خونه همسایه غلغله جمعیت هست و همه مضطرب، که یهو خانمش با سر ورم کرده و پای لنگان چادرش رو تو صورتش کشید و جمعیت رو کنار زد و رفت.نزدیک خونمون بودم که یه مردی که یه دستمال یزدی به سرش بسته بود و شلوار کردی پاش بود از موتور درب و داغون سوزوکی پیاده شد دم ...
خاک کم آوردم - تاریخ: 1401/10/11 ساعت: 18:18
ازساعت 12تا همین الانمیخواستم یه آموزش سه مرحله ای ببینماونم نه اینستا و یوتیوب همین نمایش دربه در وطنیآخرش نشد هی قطع شد هی خطا زدیه آموزش نهایت 28دقیقه تموم نشد با این سرعت نتفصل الخطاب:خاک همه ی عااااالم تو سرتونتمام. + نوشته شده در  جمعه نهم دی ۱۴۰۱ساعت 3:39  توسط دختـر هابیل  |  Adblock test (W...
دلخوش به این مقدار نباش - تاریخ: 1401/10/11 ساعت: 18:18
امیرعلی خجسته دل یه برگه آورده که امضا کنم مبنی بر رضایت بنده برای رفتن به اردو.برگه رو میخونم یه اردوی تفریحی ورزشی که تازه به تصویب شورای عالی مدرسه هم رسیده!!چه کبکبه و دبدبه ای؟ چه پرطمطراق شورای عالی مدرسه؟ حالا مقصد کجا؟پارک روبه روی مدرسه شون!!!خیلی تاثیرگذار بود!! برگه رو امضا نمیکنم هرچند ب...
آمدن یا نیامدن مسئله این است. - تاریخ: 1401/10/11 ساعت: 18:18
بچه که بودیم کریم یه نیگا بهمون میکرد و می گفت:چقدر بهت میادما هم خرد مجسم خودمون رو برانداز میکردیم و با ذوق می گفتیم :چی؟میگفت:جوشم!!جوشم خیلی بهت میاد و میزد زیر خندهچلنگر نوشت:جوشم بهت میاد یعنی خیلی متنفرم ازت.نتیجه اخلاقی :زود ذوق نکنید! + نوشته شده در  یکشنبه یازدهم دی ۱۴۰۱ساعت 15:26  توسط دخ...